پ.ن
روزگار بدی را برای بودن و نوشتن انتخاب کرده ایم. گرچه جبر روزگار است. روزگاری که در آن همه با هم غریبه اند حتی دوستان قدیمی. آنچه می رود من و ماییم و آنچه می ماند نوشته هایی است که حتی اگر جرقه ای شده باشد در یک ذهن، ارزش دارد. تقدس دارد زیرا که آگاهی مقدس است و برتر از هر عبادتی و ما، آگاهی دهندگانی هستیم که از واقعیت فرسنگ ها فاصله دارند ... از خودمان دور شده ایم و به سوی روشنایی در دوردست، دست تکان می دهیم غافل از آنکه خودمان مبدا و منشا همه لحظه هاییم ...
پ.ن: آنچه من انجام میدهم ،ارزش کار کردن دارد؟ مطمئنا چنین است، تنها اگر فعل من نوری را از جانب بالا دریافت کند.چنانچه این اتفاق افتد، چرا باید من نگران این باشم که ارزش کار من به یغما رود؟ا گر انچه من مینویسم به راستی ارزش دارد چگونه کسی میتواند ارزش آن را از من باز ستاند؟
" Ludwig Wittgenstein "
SAVE 33 POL