میدان عتیق اصفهان این روزها با خاک یکسان است. قرار است از دل این همه خاک، میدان عتیقی سر برآورد که چشم ها را خیره کند. انیمیشن های این تصویر را شاید توی تلویزیون دیده باشید. لذت می برم وقتی می بینم که اصفهان توی چند ساله گذشته اینقدر از لحاظ عمرانی پیشرفت کرده اما از سوی دیگر شتاب اجرای این پروژه ها باعث شده تا عنصر "دقت" از میان این پروژه ها حذف شود.
اینک در کنار متروی منحرف، مهندسی اشتباه در زیر گذرهای کلیدی، خطوط در هم و برهم پروژه عتیقی که بازارهای محل را از رونق انداخت و خود ره به ناکجا می برد ! انگار قرار نیست مسئولین شهری از خواب بیدار شوند ...
بحث ها و اخبار های اجتماعی و شهری در اصفهان همواره بیش از مباحث و اخبار جنجالی دنیا و کشور حاشیه ساز بوده و هست. به گونه ای که اگر حوزه کاری تو، شهری باشد به راحتی حذف و ممنوع الکار خواهی شد. این سانسور های خبری را دولت و وزارت منصف! ارشاد به وجود نیاورده اند بلکه عامل اصلی آن ترجیح " اگهی بر آگاهی " در اصفهان است .
مطبوعات اصفهان (چه محلی و چه سرپرستی روزنامه های بزرگ و یکی دوتا از خبرگزاری ها) همگی وابسته به تبلیغات ادارات و بخصوص شهرداری اصفهان هستند که این گزینه اخر می تواند به راحتی هر روزنامه را از لیست تبلیغات خود برای ایجاد ترس و وحشت خارج و با زور و زر از مدیر مسئول روزنامه مخالف بخواهد با بیرون کردن عوامل اغتشاش و افراد دروغگو و معاند در حوزه شهری! در استخر پول ها و آگهی های شهرداری قدم نهاده و شیرجه بزند.
نمونه اش را می توان از روزنامه مخالف عملکرد شهرداری نام برد که پس از 2 سال مخالفت و تحمل دیدن پول و ها و اگهی ها از دور بالاخره به اخراج عوامل اغتشاش گر خود اقدام و در غار شهرداری وارد شد.
اما غافل از اینکه علی بابا در حال دید زدن این غار و راهزنان آن است تا در فرصتی مناسب آجان محله را برایشان بیاورد البته اگر آنقدر این آجان با وجدان باشد که هوس شنا به سرش نزند.
القصه آنکه معاندین و اغتشاش گران روزنامه نگار اصفهانی حوزه کاریشان اجتماعی است و نه سیاسی و از آن دسته افرادی هستند که نه تنها از حمایت جنبش های سبز و سیاه و قرمز برخوردار نیستند بلکه منفور تمام کارکنان ادارات دولتی و شهرداری و مردم شهر هستند.
روشن شدن حقایق تلخ عملکرد های ضعیف شهری انگار به دهن اصفهانی ها تلخ تر می آید. هرچه باشد این پول ها از جیب مالیات بده اصفهانی ها خرج می شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸ ساعت 10 AM توسط Fatima.h
|
نمی دونم چند ساله دیگه، توی چه سالی و کی، کسی این مطلب رو می خونه ... این روزها، سیاه تر از شبهایمان است ... خون و فریاد و کتک و باز هم استقامت ... درگیری های سال 88 نمی دونم به کجا ختم می شه و اخرش چه اتفاقی می افته ... دل های جوونی مان پر از اندوه این روز ها و استرس دوستانی است که میله های زندان را می بینند ... و اینکه چگونه درباره این روزها حکم می شود را نمی دانم ... تمامی ما میهنمان را دوست داریم و برای سربلندی اش تلاش می کنیم اما نسل ما، نسل تحصیل کرده سیاست های اشتباه و راه و روش های غلط رو نمی پذیره و این روزها بیش از پیش فریاد می زنه ... جوانان امروز میهنم همه چیز رو زیر سوال می برند برای اینکه کسی حتی لحظه ای به حرفاشون گوش بده ... و رو دررو تبر به دست گرفته اند و به خیال ساختن، پایه هایی رو خراب می کنند که بعد از تخریب این بنا، هر کس به خیال حکومت سر از گوشه ای برمیداره و ...
این روزهای سخت را ... و سختی این روزها را نمی توانم انکار کنم ... خون و وحشیگری انسان هایی که قرار بود در جهان نمونه باشند، روی تمام استخوان های بدنم حس می کنم ...
نمی دونم سال ها بعد در گذر تاریخ، حرفی از این روزها زده می شه یا نه اما اینو مطمئنم، اخبارها و وقایع امروز از هر دو جناح تحریف می شوند، وای به حال تاریخ ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ ساعت 7 PM توسط Fatima.h
|
SAVE 33 POL
ما فرزندان میانه ی تاریخیم.بی هیچ هدف و جایگاهی،بی هیچ جنگ بزرگی...جنگ ما،در درون ما و رکود ما،زندگیه ماست ... نسلی که کاری انجام می دهد که از آن متنفر است تا با پولش چیزی بخرد که به آن هیچ نیازی ندارد.
--------------------------
آنچه من انجام میدهم ،ارزش کار کردن دارد؟ مطمئنا چنین است، تنها اگر فعل من نوری را از جانب بالا دریافت کند.چنانچه این اتفاق افتد، چرا باید من نگران این باشم که ارزش کار من به یغما رود؟ا گر انچه من مینویسم به راستی ارزش دارد چگونه کسی میتواند ارزش آن را از من باز ستاند؟ " Ludwig Wittgenstein "
---------------------------
ما تو مزارع زندگی کردیم، بعدش تو شهرها، از این به بعد تو اینترنت زندگی خواهیم کرد! شین پارکر (شبکه اجتماعی)