میزهای خالی



 دلم گرفت  وقتی این مطلب رو خوندم اما تو می تونی بخونیو بخندی و بگی برو بابا. درسته! چون تو تازه اومدی پشت این میز


مطبوعاتی‌های از نوع مستقل یکی‌یکی می‌روند؛ یا از مرز یا از پشت میزهاشان

  

تقسیم غنایم، پیامد هر جنگی است؛ اما اینجا چرا جنگ نشده همه چیز تقسیم شد؟ چرا از گلوی آن‌هایی که در جنگ کاره‌ای نبودند، کشیدند بیرون و دادند به این‌هایی که مثلاً مثلآن‌ها بودند؟ اگر آتش خشک و تر را با هم می‌سوزاند؛ چرا آن‌ها سوختند و این‌ها صدرنشین شدند؟

آن‌ها را کسی خوش ندارد. حدیث امروزشان نیست. از ابتدا سر ناسازگاری بود با آن‌ها. حرف‌شان نه که پیش نمی‌رود، که به گوش هم نمی‌رسد. انگار میخ آهنین است. این‌ها اما عزیزتر بوده‌اند. شاید نزدیک‌ترند به سنبه و چکش. آن‌ها اما مرغ عزا و عروسی‌اند. می‌خواهد عزای خودشان باشد یا عروسی‌شان.



ادامه نوشته

ای مالک !


ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن؛ شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی.


Asia's Maradona



تیتر رسانه های دنیا را میخواندم درباره اخراج کریمی ... آبرویمان چه آسان میرود در این دنیای کوچک وقتی تیتر میزنند :

No fasting, no football: 'Asia's Maradona' fired by his club, Steel Azin FC


پشت تپه هم روزی نبود ...



پشت تپه هم روزی نبود ... 



دو تا عکس و یه خبر


پریشب، جشن روز خبرنگار بود ... این تکه ای از خبر همکارم در خبرگزاری مهر هست : 

مطبوعات باید صبوری کنند

شهردار اصفهان در واکنش به این گفته ها اظهار داشت: مشکل مطبوعات اصفهان کمبود امکانات نیست چرا که لنین کمونیست روسی نهضت خود را از یک اتاق کوچک اداره می کرد.

سید مرتضی سقائیان نژاد ادامه داد: مطبوعات باید صبوری کنند چرا که با این روحیه به جایی نمی‌رسند.

وی تصریح کرد: اکنون برخی از مطبوعات ملعبه دست استکبار شده و استکبار جهانی لشگریان خود را از فعالان نشریات می‌گیرد.

شهردار اصفهان با اشاره به این که باید برای مقابله با مطبوعات نقشه آفرینی کرد، ادامه داد: این ها همان کسانی هستند که به کشورهای دیگر رهسپار می‌شوند و در جبهه آنان شمشیر می زنند.

این سخنان سقائیان نژاد در حالی بود که به نظر می رسد مراسم تجلیل از خبرنگاران به جلسه محاکمه آنان تبدیل شد و به جای گرامیداشت، توهین به خبرنگاران در دستور کار گرفت که خبرنگاران زیادی در حاشیه جلسه به این امر معترض بودند.


و حالا این خبر جالب. ممنونم از همکاری که این رو برام میل کرده است: 



و حالا یه تیتر خفن : ببخشیداااا !!!!



زندان های اوین شاهد استقامت مردان سبز



پ.ن: شانزده زندانی بند 240 زندانِ اوین پس از شانزده روز اعتصاب غذای خود را شکستند. مبارک است ...


مکتب ایرانی


مکتب ایرانی

 

ترسناک است آن مدرناسیونی که از شکم  اصولگرائی به شیوه ی سزارین بیرون کشیده می شود


آیا گفتمان سیاسی در جمهوری اسلامی ایران در حال تغییر است؟  به همین سادگی است که رحیم مشائی بر گفتمان ایرانی تاکید بیشتری داشته باشد و مصباح یزدی و محمد یزدی بر او بخروشند و با گفتمان اسلامی توی دهنش بزنند، اما نتوانند بیش از این او را بنوازند؟ راستی به همین سادگی رحیم مشائی در چنان فضائی که خوب آن را می شناسیم ایران با ستان را بستر فرهنگی پرباری  معرفی می کند که اگر اسلام به آن راه نگشوده بود، در فضای بسته ی  فرهنگی که بر شبه جزیره ی عربستان غا لب بود، از رشد و تعالی باز می ماند؟ به همین سادگی می شود در محاصره ی باندهائی که سر گردنه نشسته اند و ادعا می کنند ذ وب در ولایت شده اند این حرفها را زد و در مقام  مراد و همه کاره ی رئیس جمهور باقی ماند؟

شگفتی ها لحظه به لحظه فزونی می گیرد. کورش آهسته آهسته از زیر قبای آقایان به قلب مهاجمان می زند. رحیم مشائی هرکه هست و بند ناف به هرکجا بسته دارد، جریانی را نمایندگی می کند که به آینده شکل می دهد. اصولگرایان همان نیستند که می نمایانند. اگر بودند تا کنون سر بر تن رحیم مشائی باقی نگذاشته بودند. یک جریان فکری در حال نشو و نماست که می داند در بطن و متن جامعه ی ایران چه می گذرد و می داند تاکید و تمرکز بر اسلام حکومتی تاریخ مصرفش گذشته است و باید جور دیگری بر سر قدرت باقی ماند و برای بقا دست به سوی کورش و داریوش و چه بسا ایراندخت و پوراندخت دراز کرد. پشت این جریان خالی نیست. خالی از نظر سنجی نیست. دقیق و روشن، داده های مردمی را با شیوه های میدانی روی هم ریخته اند و به این نتیجه رسیده اند که دیگر نمادها و اساطیر اسلامی برای حفظ شالوده های حکومتی کار نمی کند و باید چاره ای اندیشید. این چاره اندیشی در قلمرو ذهنی امثال مصباح یزدی نمی گنجد و محمد یزدی که سهل و آسان بر سر سفره ی انقلاب نشسته از آن غافل است.

هاله ی نوری که دور سر احمدی نژاد در سازمان ملل متحد ظاهر شد و هیچکس به جز احمدی نژاد آن را ندید، از قرار ربطی به امام زمان نداشته و بخشی از رویکرد به مکتب ایرانی است که فره ایزدی در مجموعه ی آن جا می گیرد و جائی برای عمامه باقی نمی گذارد. اما این که طرح مکتب ایرانی و پافشاری بر آن از سوی رحیم مشائی چه سودی برای مردم ستمدیده ی ایران در بر دارد، پرسشی جدی است و باید دید : چه کسی می گوید و چرا می گوید؟

آیا دار و دسته ی اصولگرایان که رئیس سیاسی شان زبان دیپلماسی جهان را به زبان جوک های جنسی نزدیک کرده است و مرید رحیم مشائی است چیزی از تمدن و فرهنگ ایرانی می داند و الواح و سنگ نبشته های ایران باستان را خوانده است؟  وقتی پاسخ این پرسش را می دانیم و می دانیم اطلاعات جغرافیائی این رئیس در حدودی است که جزیره ی انگلستان را در آفریقا جست و جو می کند، از  تاکید نماینده ای از اصولگرایان بر مکتب ایرانی و بها دادن به آن می ترسیم. مبادا فریب و خدعه ی تازه ای در حال شکلگیری است که جلب و جذب بخش بزرگی از ایرانیان را دنبال می کند. این هدف بزرگتر از برنده شدن در انتخابات بعدی است. خطرناکتر از آن است. استفاده ی ابزاری از دین دیگر جواب نمی دهد، به راه استفاده ی ابزاری از مکتب ایرانی و تمدن باستانی ایران افتاده اند. ترفندی است که با  آن می توانند شعارهای  روز آمدی  بسازند برای ژست ها و بلوف ها و بلند پروازی های تبلیغاتی و جهانی  ودل به این بسته اند تا  جمعیتی را که از تکرار شعارهای اسلام حکومتی به تنگ آمده اند با خود همراه کنند.  رایحه ی خوش خدمت در کار حیله ی تازه ای  است. دعوت از ایرانیان مقیم خارج که بی گمان جمعی فرهیخته و ایران دوست و خوش نیت در میان آنها مشاهده می شود،  قطعه ای است ازیک پازل سیاسی که به کم قانع نیست و نمی خواهد پازل را فقط  با یک رئیس جمهور اصولگرا کامل کند، بلکه در کار آن است تا ایران باستان را برای دخل و تصرف در تمام پازل قدرت سیاسی خرج کند. این فرضیه هرگاه درست از کار در آید، ظرف عوض می شود و مظروف بر جا می ماند. خون تازه به کالبد فرسوده ی استبداد کنونی تزریق می شود..


پ.ن: مهرانگیز کار - روز آن لاین

پ.ن: اینروزهایم را با نگرانی برای آنهایی که آنقدر هتک حرمت شدند تا مرگ اختیاری را به زنده ماندن اجباری ترجیح دادند، می گذرانم. اعتصاب غذایتان را بشکنید. چشمهای نگران، گریانند این روزها ...

کار مفتی



بیخودی هی گوگل ریدر رو بالا پایین می کنم تا شاید چراغ یکی از وبلاگ های اصفهانی رو روشن ببینم. آسمون به زمین بیاد و زمین به آسمون بره، بازم هیچکدوم از این اصفهانیا بلاگشونو به روز نمی کنن ...

یه دوست اصفهانی می گفت: آدم نباید کار مفتی انجام بده .



کمی سیاه نمایی به دور از نیت تشویش اذهان عمومی


به مناسبت روز خبرنگار

کمی سیاه نمایی به دور از نیت تشویش اذهان عمومی


زندان نرفته و بازجو ندیده و 209 نشناخته می خواهم اعتراف می‌کنم بیشتر از یکسال است در انجام وظیفه‌ای که برای خود تعریف کرده بودم کوتاهی کرده‌ام و از این بابت سر به زیر دارم. من دیگر خبرنگار نیستم و از این که با چنین عنوانی شناخته می‌شوم و در عمل نتوانسته‌ام جایگاه مقدسش را حفظ کنم شرمسارم. حالا دیگر نه تنها خبرنگاری نمی‌کنم بلکه اطرافم نیز کمتر خبرنگاری می‌بینم. آنها که روزگاری خبرنگاری می‌کردند نیز از سه حال خارج نیستند. یا بار سفر بسته‌اند یا هم اکنون در زندان هستند یا پس از آزادی از زندان، راه و طریقی دیگر اختیار کرده‌اند.

دلخوشی همه اهالی قلم فقط شده همین روز خبرنگار که همه در قالب پیامک تبریکی چون پتک بر سر آدمی فرود می‌آید و ضمن آنکه رسالت فراموش شده‌مان را خاطرنشان می‌کند ما را به خاطرات سال‌های قبل می‌برد.

 در آستانه یک دهه کار خبری، فارغ از تعارفاتی چون «می‌مانیم و می‌ایستیم و استوار چون کوه خواهیم ماند»  برای اولین بار می‌خواهم اعتراف کنم که از این حرفه بریده‌ام و چشم‌انداز روشنی هم برایش متصور نیستم. همه سختی‌ها، فشارها، تهدیدها، حقوق نگرفتن‌ها، ننوشتن‌ها، محدودیت ها، تبعیض‌ها، بخشنامه‌ها، حذف‌ها و سانسورها در این چند ساله نتوانسته بود من را از مطبوعات، رنجور و بریده کند. اما یکسال است که دیگر هیچ روزنه‌ای برای نقد و پرسشگری و روشنگری نمی‌یابم و به این دلیل دیگر خود را شایسته نام خبرنگار نمی‌بینم.

در ماه‌های گذشته، در تحریریه بوده‌ام، مصاحبه کرده‌ام، گزارش نوشته‌ام، تیتر و میان تیتر زده‌ام و سوتیتر انتخاب کرده‌ام اما خبرنگاری نکرده‌ام.

خیاط بوده‌ایم ما روزنامه‌نگاران در این یکسال گذشته. کنار کوزه نشسته و خبر مهاجرت‌ها و بازداشت‌ها را می‌خواندیم و مخابره می‌کردیم و خود در انتظار که کی به کوزه بیفتیم و خبر دیگران شویم. لعنتی کوزه خیال پر شدن ندارد و هر لحظه ما خیاط‌ها را به خود صدا می‌زند و نهیب می‌دهد که آسیاب به نوبت...

در این ماه‌های گذشته کنار جوی نشسته‌ایم و ضمن این که گذر بی‌حاصل عمر می‌بینیم، منتظریم تا قاصد خبر بیاورد فلانی از کشور رفت و آن دیگری هم بازداشت شد و آنگاه انبوه پرسش‌ها را باید پاسخگو باشیم که هی رفیق تو چرا نمی‌روی؟ راستی تو را چرا نمی‌گیرند و راستی آخرش بالاخره چه می‌شود؟

در این یکسال گذشته ما خبرنگاران خود خبر بوده‌ایم. هرچه هم می‌گذرد عادی نمی‌شود این رفتن‌ها و مهاجرت‌ها و بازداشت شدن‌ها. گویی هربار که خبر بگیر و ببند یا سفری را می‌شنویم باید با ناراحتی بگوییم که ای وای فلانی هم... (جای سه نقطه هم دو فعل بیشتر نمی‌نشیند: رفت، دستگیر شد.(

و حالا در ایامی که اتهام سیاه‌نمایی و تشویش اذهان عمومی بیخ گوشمان است ما مانده‌ایم و انبوهی خاطره و حسرت و پریشانی از این روزهای سختی که بهتر شدنش را به نزدیکان و اطرافیان نوید می‌دهیم و خودمان هم می‌دانیم در کوتاه مدت جز با معجزه هیچ نمی‌شود.

و خلاصه آنکه زمانی که در روزنامه‌ها نوشته می‌شد در ایران آزادی بیان وجود ندارد دوستان اصولگرا با استناد به همین جمله ما می‌گفتند همین که شما در روزنامه‌تان می‌نویسید آزادی بیان نیست نشانه آزادی بیان است؛ یعنی آزادی دارید که آن را بگویید. حالا مدت‌ها است هیچ روزنامه‌ای جرات نمی‌کند بگوید در ایران آزادی بیان نیست. دوستان اصولگرا آیا خاطرتان می‌آید آخرین بار کدام روزنامه این جمله را نوشت؟ همین ننوشتن نشانه چیست؟


پ.ن: مطلب بالا از سجادسالک، پارلمان نیوز

پ.ن: مطلب خوندنی از نفیسه قانیان

پرونده ویژه ایمنا برای روز خبرنگار


 

این پست رو تعدیل کردم، چون در نوشته قبلی، نکات ضعف در اخبار پرونده ویژه ایمنا رو تک به تک بازگو کرده بودم اما پس از نگاهی دوباره به متن، به این فکر کردم که این مجموعه با تمام کاستی ها و ضعف هایی که گاهی کل مجموعه را زیر سوال می برد، می خواهد فعالیت کند و شاید اگر کمی برنامه ریزی داشته باشد، بتواند یک سایت خبری سازمانی، حرفه ای شود. به هر حال دلم نیامد که توی ذوق خبرنگاران این مجموعه بزنم و تنها نیمه خالی لیوان که زیاد هم هست را ببینم. اگر کسی خواست که نوشته قبلی را هم بخواند، بگوید تا برایش ارسال کنم.


پرونده ویژه ایمنا برای روز خبرنگار


سایت خبری ایمنا، که در تلاش است تا در میان رسانه های اصفهان حرفی برای گفتن پیدا کند، به مناسبت روز خبرنگار به انعکاس اخبار و مصاحبه هایی در زمینه مباحث خبری و شغل خبرنگار پرداخت. این سایت که مجموعه کاملی از مصاحبه های مسئولین ارشد شهرداری اصفهان را در خصوص گفته ها و ناگفته های امروز، ارائه کرد، نشان داد که می تواند گستره خبری خوبی را در خصوص یک موضوع، به نمایش بگذارد که این حرکت قابل تقدیر است.

خبرنگاران و عکاسان این مجموعه تلاش کردند تا دیدگاه های شهرداری و برخی سازمان های دولتی در خصوص فعالیت خبرنگاران را نشان بدهند که تا حدود زیادی نیز موفق بودند اما در این میان، در بخش هایی از مصاحبه ها و اخبار نقاط ضعفی وجود داشت که عمده این ضعف ها که منجر به نوشتن اخبار و مصاحبه هایی با نگارش ضعیف شد را می توان به دلیل غیر حرفه ای بودن خبرنگاران این مجموعه دانست.
پیاده سازی سیستم استفاده از خبرنگاران مبتدی در سایت خبری ایمنا در حالی است که
متخصصین روابط عمومی و روزنامه نگاران با تجربه و حرفه ای این نکته را بارها گفته و تکرار کرده اند  که به کار گیری خبرنگاران غیر حرفه ای می تواند ضربات سنگینی به بدنه یک سیستم خبری بزند و این ضربه همان از دست رفتن اعتماد مخاطب است.


پ.ن: سایت خبری ایمنا، صد در صد همسو با آرا و نظرات شهرداری اصفهان است که توانسته تا حدودی مخاطبان اندک اما خاص خود را پیدا کند.

پ.ن: سایت خبری ایمنا، در صورت استفاده از خبرنگاران حرفه ای شهری، قطعا می تواند پایگاهی برای انتشار اخبار شهرداری اصفهان در فضای سایبر باشد.


روز خبرنگار در سال 1389



هیچ حرفی برای روز خبرنگار ندارم.



ترکاندن ترقه برای ترور احمدی نژاد


ترکاندن ترقه برای ترور احمدی نژاد


تنها دو روز پس از آنکه محمود احمدی نژاد در بین برخی از ایرانیان مقیم خارج از کشور که در همایشی با هزینه های میلیاردی در تهران جمع شده بودند، از تلاش "صهیونیست های احمق" برای ترور خود خبر داد، رسانه های نزدیک به دولت مدعی "سوء قصد به جان رئیس جمهور از طریق پرتاب نارنجک دست ساز به سمت کاروان احمدی نژاد" شدند.

نخستین سایتی که این خبر را مخابره کرد، "خبرآنلاین " بود که در گزارشی با عنوان " انفجار نارنجک دستی درکنار کاروان احمدی‌نژاد در همدان" مدعی شد: "یک نارنجک دستی کنار یکی از خودروهای همراه رئیس‌جمهور در سفر امروز وی به همدان منفجر شد.محمود احمدی‌نژاد صبح چهارشنبه به همدان سفر کرده بود که در مسیر فرودگاه این شهر تا ورزشگاه قدس، این اتفاق رخ داد. این حادثه با شعار و فریاد مرگ بر منافق مردم همراه شد که به استقبال رئیس‌جمهور آمده بودند.خودروی مورد حمله، مینی‌بوسی بوده است که خبرنگاران همراه رئیس‌جمهور را منتقل می‌کرد".
خبرآنلاین افزوده بود: "تا کنون از تعداد مجروحین این حادثه خبری منعکس نشده است".

خبر سایت "خبرآنلاین" تا ساعت 14 بعد از ظهر از سوی هیچ پایگاه خبری تایید نشد و تنها سایت پارلمان نیوز، پایگاه خبری اقلیت مجلس در گزارشی به جنبه های طنز سناریو سوءقصد به احمدی نژاد پرداخت.

پارلمان نیوز این عنوان را برای گزارش اش انتخاب کرد: "ناگهان نارنجک دستی کنار خودروی حامل خبرنگاران همراه احمدی‌نژاد منفجر شد و فرد مهاجم هم دستگیر شد!"

علاوه بر پارلمان نیوز، سایت الف نیز خبرسازی درباره سوءقصد به کاروان سفر استانی احمدی نژاد را "غیر موثق" دانست و نوشت: "هیچ منبع موثقی خبر دیگری از این ادعا منتشر نکرده است. این ادعا توسط منابع رسمی تایید یا تکذیب نشده است و به نظر می رسد که با هدف جو سازی رسانه ای صورت گرفته است".

در همین زمان، خبرآنلاین که اولین سایت منتشر کننده این خبر بود، متن و عنوان گزارش اش را از روی خروجی سایت در ساعت 15:10 حذف کرد و آن را به "خبر خبرگزاری فارس درباره انفجار در مسیر کاروان احمدی نژاد" تغییر داد.

فارس نیوز، خبرگزاری وابسته به نیروهای نظامی ـ امنیتی اما، گزارشی با ادبیات متفاوت از خبرآنلاین منتشر کرده بود.

فارس نوشت: "انفجار يك نارنجك دست‌ساز در مسير استقبال از رئيس‌جمهوري در همدان واكنش «غيرتمندانه» مردم اين شهر را در پي داشت. پس از عبور گروه اسكورت رئيس‌جمهوري، فردي اقدام به پرتاب يك نارنجك دست‌ساز به سمت مسير تردد ماشين‌هاي پشت سر گروه اسكورت كرد كه توجه‌ها را به خود معطوف كرد".

فارس افزود: "برپايه اين گزارش، اين انفجار موجب اذيت و آزار تعدادي از هموطنانمان كه در مسير استقبال از احمدي‌نژاد قرار گرفته بودند، ‌شد. اين اقدام «تفرقه انگيز» با شعار «مرگ بر منافق» هموطنانمان روبه رو شد.همچنين فرد پرتاب كننده نارنجك از سوي عوامل امنيتي بازداشت شده است".

گفتنی است پایگاه خبری "برنا نیوز" که به خبرگزاری فارس وابسته است نیز این گزارش را با تیتر "حمله مسلحانه به کاروان احمدی نژاد" بازتاب داد.

فارس نیوز درحالی از "غیرتمندی مردم" در برابر "حرکت تفرقه آمیز" سخن گفته که رجانیوز، سایت اینترنتی نزدیک به دولت درگزارشی، اتفاق دیروز را "ترقه پرانی یک شهروند همدانی" خوانده است ...


خب حالا این خبر رو بخونید. احمدی نژاد گفته که :

رئیس‌جمهور در ادامه به پرتاب ترقه‌ای در مراسم استقبال دیروز اشاره کرد و گفت: رسانه‌های بیگانه به دنبال این اتفاق کوچک به بزرگنمایی آن پرداخته و خبرهایی مبنی بر سوء قصد به جان رئیس‌ دولت و انتقال رئیس‌جمهور به نقطه نامعلوم خبر دادند.

دکتر احمدی‌نژاد تصریح کرد: آنان اینگونه با خبرسازی و دروغ‌پراکنی‌ها از طرفی قصد دارند از منتقل شدن حرف‌های ملت ایران به ملت‌ها جلوگیری کنند و از طرف دیگر آرزوها و رویاهای خود را آشکار می‌کنند.


ادامه نوشته

پ.ن


پ.ن : با خوك كشتي نگير ، چراكه تو لجن مال مي شوي ولي او لذت مي برد. چرچيل

آخرین خبر منتشر شده درباره متروی اصفهان بدون سانسور


آخرین خبر منتشر شده درباره متروی اصفهان بدون سانسور

فاجعه ای به نام پذیرفتن اشتباه


پ.ن: این خبر توسط رییس سازمان قطار شهری اصفهان بصورت کاملا ناشیانه در خبرگزاری ایرنا تکذیب شد.

پ.ن: در صورت نیاز، اسناد این خبر منتشر خواهد شد.


ادامه نوشته

مخاطب در ذهن روابط عمومی

مخاطب در ذهن روابط عمومی

ارزش های خبری بی ارزش


من مدت ها است که با این موضوع درگیر هستم و بسیاری از همکارانم نیز این مسئله را تایید می کنند که بسیاری از اخبار منتشر شده از طرف روابط عمومی سازمان ها حتی مورد یک "تیتر خوانی" یا "لید خوانی" ساده هم از سوی خواننده قرار نمی گیرند. فعالیت های انجام شده ای که تنها مانند بخشی از یک گزارش عملکرد و یا صرفا "تعریف و تمجید " از یک سازمان هستند، قطعا نمی توانند حس کنجکاوی و خبر خوانی مخاطب را ارضا کنند.


ادامه نوشته

بهانه ها



دل آدمی برای نوشتن بهانه می خواهد و برای ننوشتن بهانه ها ... در این میان سكوت تنها واژه ایست كه تو را و بودنت را انكار نمی كند ...


تحلیلی متفاوت از فارسی وان

تحلیلی متفاوت از فارسی وان

خواب خرگوشی در جاده فارسی وان

 

...گاهی آآآایلبملیلیبسلل
در بحث فیلمنامه نویسی ضعیف در فارسی وان باید اقرار کرد که در میان ذائقه های ایرانی استفاده از شیوه "ساده نویسی در فیلم نامه " باعث می شود تا بسیاری از مخاطبانی که قرار است این سریال ها را در "ساعات زنده" روز خود، در منزل و در میان مشغولیت های ذهنی و فعالیت های کاری تماشا کنند به خود جذب کرده و این مخاطبان به راحتی در کنار عادت به دنبال سوژه سریال، به "دیدن" این مجوعه سریال ها عادت کرده به گونه ای که خانم های خانه دار در کنار فعالیت های خود در آشپزخانه و یا هر نقطه دیگر خانه می توانند با گوش دادن به صحبت ها، موضوع داستان را دنبال کنند.
از سوی دیگر یکی از ایراداتی که هرکسی در اولین مواجه با سریالی در شبکه فارسی وان مطرح می کند دوبله این سریال ها است. البته باید این نکته مطرح شود که کشور ایران یکی از قوی ترین و بهترین دوبله ها را در جهان دارد و ذائقه ایرانی به چنین دوبله فوق حرفه ای عادت کرده است اما مدیریتی که در پشت دوبله سریال فارسی وان قرار گرفته است باعث شده تا بیننده در سطح خاصی از "جذب به سریال" قرار بگیرد و بیشتر از آنکه مخاطب به ظاهر یک فیلم توجه کند، در الگوپذیری ناآگاهانه و ناخودآگاه غرق می شود که در این مرحله میزان تاثیر بر روی ذهن مخاطب به بالاترین میزان خود می رسد. (باید توجه کنید که کسانی که از طرفداران پروپاقرص این شبکه هستند، پس از گذر زمانی کوتاه، به این نوع دوبله عادت کرده و کمتر گلایه می کنند).


 

ادامه نوشته