نقدی بر ترجمه یک کتاب
نقدی بر ترجمه یک کتاب
کتابی که برای ما نوشته نشده است
همیشه معتقد بودم که باید توی تک تک کلماتی که در تیتر ها و یا متن خبرها
به کار می رود تعمل کرد چه اسم باشد، چه فعل و چه حروف ربط و بر اساس اینکه می
خواهیم منفی باشد یا مثبت، کلمات خاص آنها را استفاده کنیم. البته بعدها با خواندن
مقالاتی در این زمینه به من اثبات شد که این مسئله کشف نبوغ آمیزانه ذهن من نبود!!!
بلکه یک اصل در بحث روزنامه نگاری است.
سال پیش یک کتاب جالب خریدم به نام "زبان روزنامه" که اشاره مستقیم به
این موضوع داشت و درواقع کل کتاب راجع به همین مسئله نوشته شده بود. گرچه من این
کتاب را تا انتها خواندم و نکات جالبی را از آن متوجه شدم اما متاسفانه این کتاب
که نویسنده اش یک فرد خارجی است تمام مثال های خود را از تیتر ها و اخبار روزنامه
و خبرگزاری های خارجی استفاده کرده است و احتمالا اصلا قصد نداشته که یک ایرانی
این کتاب را بخواند.
این کتاب درصدد است تا نکات جالبی را به ما درباره اینکه چرا نویسنده در یک خبر یا گزارش از برخی کلمات استفاده می کند
و در اصل اینکه چگونه با تیتر "هیولاسازی" کنیم را یاد بدهد اما چون فعل
ها و حروف ربط و ... تماما خارجی است، زمانی که به فارسی برگردانده می شود بسیاری
از فعل ها در نوشتار ما تفاوت چندانی با یکدیگر پیدا نمی کنند.
از سوی دیگر باید توجه کرد که
این ترجمه چقدر دقیق است و مترجم که دکترای زبان شناسی دارد با بحث روزنامه و
روزنامه نگاری تا چه میزان آشنا است. البته از انصاف نگذریم که مترجم تلاش کرده تا
برخی از تشابهات تیترها و اخبار ایرانی را نیز در پاورقی ذکر کند.
از سوی دیگر با توجه به اینکه نوع تیتر زنی و همچنین استفاده از کلمات در روزنامه
ها و خبرگزاری های خارجی کاملا با ما متفاوت است و اینکه تیترهای روزنامه های محلی
نیز با ملی آنها کاملا فرق دارد، مترجم با تمام تلاشی که کرده است نتوانسته منظور
نویسنده را کامل برساند.
در نهایت بهتر است اینگونه قضاوت کنیم که اگر کسی بتواند متن انگلیسی آن را بخواند
می تواند دید جالبی نسبت به متون و اخبار و تیترهای روزنامه های خارجی پیدا کند و
نه اینکه بخواهیم کتابی که در اصل برای ما نوشته نشده است را به زور ترجمه و برای
درک آن تلاش کنیم.
پ.ن: این کتاب در مجموعه نشانه شناسی و
زبان شناسی تالیف شده است و امکان دارد که برای دانشجویان این رشته حرف های زیادی
برای گفتن داشته باشد.
پ.ن: گرچه می دونم که خیلی از دوستانم از طریق گوگل ریدر بلاگ من رو می بینن
اما اگر کسی اتفاقی از اینجا گذشت و احیانا کتاب " زبان روزنامه " به
نوشته دانوتا ریح رو خوانده بود، خوشحال می شم اگر نظرش رو بهم بگه.
SAVE 33 POL