شهرداری خوب است


 

 شهرداری عزیز دل ما است، زیرا خیلی فعالیت های شهری شهرداری را که بی نگاهِ کار نگاه می کنم، به این نتیجه می رسم که شهرداری خیلی خوب است. می خواهم حتی مثال هم بزنم. مثالش هم ساماندهی پارک ناژوان است و همینطور اتوبان ها و بلیط های الکترونیکی اتوبوس ها ... !!!

ما هم که ارث پدری مان را از شهرداری نمی خواهیم، همه حرفمان این است، شما که این همه پول خرج می کنید کمی در کارهایتان دقت کنید و بعد دقت، به میراث باستانی هم اهمیت دهید . این روزها می گذرند و شما می مانید و عملکردتان. به به و چه چه ها می رود و شما می مانید و نسلی که از شما میراثی را می خواهند که به آنها بی توجه بودید ... نسلی که اما و اگر را نمی فهمند ... نسلی که شاید علاقه مند تر از ما به آثار تاریخی باشند، نسلی پرشور تر از ما، همان ها که سر به تسلیم روزمرگی ها فرو نمی آورند و نمی توان سرکوبشان کرد و روزنامه هایشان را دزدید ...

منظورم، تنها شما نیستید آقای شهردار، منظورم سیستم حاکم بر تفکرات شما و بالاتری ها است. همان ها که پشت درهای بسته تصمیم به مرگ ذهن نسل ما گرفته اند. همان ها که کتاب های درسی پاکمان را به مسلخ می برند و سر می برندشان. همان ها که در قالب خودمان، در روحمان سم می ریزند و ما با ذهن های کف کرده روی کتاب هایمان ولو می شویم و بعد با کبریت استغفار آتشمان می زنند ...

آقای شهردار، من شما را تحسین می کنم به خاطر تمام شجاعت هایی که در مدیریت داشتید، زیرا که رنج های مدیریت را در مادر و پدرم دیده ام. من شما را تحسین می کنم اما از من به نمایندگی یک نسل، بشنوید که ما پیشرفت و سربلندی را در کنار افتخاراتمان به تاریخ می خواهیم ...

آقای شهردار، من شما را دوست دارم چون یک مدیر واقعی هستید، چون تحصیل کرده اید و می فهمید ... یعنی نشان داده اید که می فهمید. شما را دوست دارم چون شما را در شب در حالی که تنها در کنار پروژه ها قدم می زنید دیده ام ... دغدغه هایتان را حس کرده ام ...

آقای شهردار کمی بیشتر به اطرافتان نگاه کنید، اصفهان شهر زیبایی است. یعنی شما آنرا زیبا کرده اید. خیلی زیبا ... اما یادتان نرود که دقت و توجه به میراث باستانی شما را تبدیل به یک انسان ماندگار در حافظه تاریخی اصفهان می کند و بالعکس، ظل السلطانی دیگر ... 


 

پ.ن: فتیله می‌سوخت و می‌شنید / آیین ِ چراغ خاموشی نیست ...