پرسپولیس زلزله . برد به یاد ماندنی

 

 

آقا بردیم . آقا ترکوندیم این سپاهانیارو . آقا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااینه . پرسپولیه ...

مبارک . نوش جون هرچی قرمزه ...

با این همه ادعاشون،تازه با ۲ تا هم دوپیبنگی و ۹ تا کارته زرد و کلی خطا ..... بازم حریفمون نشدن ...

پرسپولیس قهرمانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه  

این هم اس ام اس یه خبرنگار ورزشی توپ که همین الان رسید:

یه اصفهانی قهرمانی رو از اصفهان گرفت،قهرمانی غرور آفرین پرسپولیس رو به همه قرمزای عزیز تبریک می گم

 

 

 

حذف شد

 

 

حذف شد

 

 

شاید آخرین فرصت

 

سلام.این سرمقاله روزنامه امتیاز در تاریخ سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ هست.خوندنش خالی از لطف نیست ...

 

به بهانه غیبت رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب

شاید آخرین فرصت

امیر موسی کاظمی

 

بیست‌و‌یکمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، چهار شنبه شب گذشته در حالی با حضور معاون اول رئیس‌جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد که همگان به سیاق هر سال در انتظار حضور رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بودند.  اما محمود احمدی نژاد به دلیل آنچه « آماده نبودن فکری و نداشتن بشاشیت لازم برای حضور در جمع فرهیختگان» عنوان شد به این مراسم نیامد تا رویدادی که با حدود چهار میلیون مراجعه کننده رکورد دار تعداد بازدید کننده در جهان است و هر ساله توجه بسیاری از تحلیلگران مسائل را به خود جلب می کند، بدون حضور بالاترین مقام اجرایی کشور آغاز شود.

در اینکه رئیس جمهور به دلیل برنامه فشرده سفرهای خارجی و متعاقب آن دیدار با مردم استان تهران، روزهای پرکاری را پشت سر گذاشته بود شکی نیست، اینکه نمایشگاه کتاب تهران  - با همه اهمیتش -  لزوما نباید توسط رئیس جمهور افتتاح شود و غیبت رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه از اهمیت این رویداد فرهنگی  نمی کاهد نیز کاملا پذیرفتنی است، اما نکته مهم در این میان اینجاست که آیا حضور در مراسم افتتاحیه بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران آخرین فرصت محمود احمدی نژاد برای حضور در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور در دوره ریاست جمهوری اش نبود؟

قریب به یکسال پیش کلنگ احداث باغ کتاب تهران به دست رئیس مجلس شورای اسلامی و شهردار تهران در تپه های عباس آباد بر زمین زده شد. در چنین روزی که اتفاقا چند روز پس از اولین تجربه برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلای تهران بود محمد باقر قالیباف از روزشماری گفت که طبق آن این پروژه  730 روز بعد آماده بهره برداری می شد. در آن روز گرچه همه می دانستند باغ کتاب تهران قرار است محل برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران باشد اما هیچکس پیش بینی نمی کرد یکسال بعد وقتی شمارشگر پروژه حول عدد  375 برسد، مقاومت هایی از سوی وزارت ارشاد برای انتقال نمایشگاه بین المللی کتاب به این مکان صورت گیرد. این را می شد از همان مراسم افتتاحیه چهارشنبه شب که بدون حضور رئیس جمهور برگزار شد فهمید؛ جایی که وزیر ارشاد از انتخاب مصلی به عنوان مکان برگزاری نمایشگاه کتاب، دفاع  و تاکید کرد که «‌مصلی مکانی برای همه تلاش‌ها و کنش‌های اجتماعی است و چه اشکالی دارد اگر ما بازگشتی هر چند به صورت نمادین به گذشته خود داشته باشیم و بگوئیم مصلای ما همان نمایشگاه ماست،‌ دین ما همان سیاست ماست و سیاست ما همان دین ماست».

البته نشانه های این مقاومت به همین مراسم ختم نشد و این بار معاون فرهنگی ارشاد بود که با گفتن عبارت« درباره‌ جايي كه هنوز ساخته نشده است، نمي‌توان اظهارنظر كرد»، به جنگ لفظی با رئیس‌سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران رفت که چندروز مانده به آغاز نمایشگاه بیست‌ویکم تاکید کرده بود دوره بعدی نمایشگاه بین‌المللی کتاب در باغ کتاب برگزار می‌شود.

محسن پرویز در حالی از عبارت « از نظر ما، بهترين مكان براي برگزاري نمايشگاه، مصلاي بزرگ امام خميني (ره) است» استفاده کرد که همه می دانند منظور او از «ما» جایی نیست جز وزارت ارشاد و در پشت آن دولت. او حتی انگار گفته های رئیس مجلس در مراسم کلنگ زنی باغ کتاب تهران که این پروژه را سندی بر بینش نظام و انقلاب دانسته بود، را فراموش کرده بود وگرنه هرگز نمی گفت «جابه‌جايي محل نمايشگاه در مجموع مطلوب نيست و دليلي ندارد نمایشگاه از حدي بزرگ‌تر شود».

به هر حال شکی نیست که با آماده شدن مجموعه عظیم باغ کتاب تهران این کشمکش جدی تر شده و به چالش بزرگ دیگری بین دولت و شهرداری تهران بدل شود. در این میان و با توجه به احتمال غالب شدن نظر شهرداری تهران بر دیدگاه وزارت ارشاد به دلایل فنی و کارشناسی، باید دید آیا احمدی نژاد حاضر به افتتاح نمایشگاهی که به دست محمد باقر قالیباف ساخته شده هست یا نه؟ اگر نه، پس آیا نباید حضور در مراسم افتتاحیه بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را فرصت سوخته محمود احمدی نژاد برای حضور در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور در دوره ریاست جمهوری اش دانست؟

 

 

 

راستی اینم گزارش سایبر ژورنالیسم من در سایت خبرنگاران صلح

 

شیرین زبانی های حسن کامران پشت تریبون شورای اداری

  (مطلب سانسور شده نفیسه قانیان در ویژه نامه همشهری اصفهان)

 من شاگرد اولم

حسن کامران نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در جلسه شورای اداری اردیبهشت ماه استان که درست یک روز پس ازبرگزاری دور دوم انتخابات مجلس هشتم برگزار می شد، از دیگر مدیران استان و حاضرین جلسه خواست وقت سخنرانی خود را به او بدهند، چرا که او به عنوان شاگرد اول استان و کسی که بیشترین آراء مردمی را به خود اختصاص داده است  باید جایزه شاگرد اولی بگیرد وحق دارد بیش از بقیه صحبت کند.

ظاهرا این نماینده محترم تصور کرده اند این جا هم همه باید به نفع ایشان کنار بکشند! البته نباید نادیده گرفت که شاگرد اول شدن همیشه با غرور خاص خودش همراه بوده و ابقا شدن در سمت نمایندگی هم شیرینی خودش را دارد.

پول تبلیغات ما را مردم دادند!

کامران در این جلسه ادعا کرد هیچ هزینه ای برای انجام تبلیغات انتخاباتی خود نداده است و تبلیغاتی که مردم از او در سطح شهر دیدند، از طریق هزینه های مردمی بوده است.

وی این حرکت مردم را خودجوش دانست و گفت: به لطف مردم پول زیاد هم آورده ایم!

چند حالت بیشتر وجود ندارد یا شهروندان زیادی عاشق و سینه چاکند، یا اطرافیان این نماینده محترم راعده ای خیر خواه متمول که دلشان به حال وضع بد مالی ایشان سوخته است،تشکیل داده اند یا ایشان اصولا اعتقادی به تبلیغات ندارند و این همه تبلیغات نیز به اصرار دیگران بوده است.

زنی که شوهرش را قبول داشت!

این نماینده مردمی انتقاد برخی افراد به اعلام و فاش شدن رأی همسر وی به عنوان دیگر نماینده مردم اصفهان را بی مورد دانست و اعلام کرد: هیچ گونه استفاده تبلیغاتی از این موضوع نشده است.

وی ادامه داد:خانم اخوان به عنوان همسرمن به رأی داده است نه به عنوان نماینده مردم.

270تن نارنگی فاسد شد

حسن کامران همچنین فاسد شدن 270 تن نارنگی در استان اصفهان را مورد انتقاد شدید قرار داد و گفت: این نارنگی ها برای توزیع در شب عید در نظر گرفته شده بود.

به نظر می رسد این سهل انگاری مسؤولان استان با دیگاه های دولت نهم در خصوص کاهش هزینه ، صرفه جویی و جلوگیری از اتلاف سرمایه در تضاد باشد.

لا اقل یک عذر خواهی ساده

کامران گفت: وزرای نفت و راه و ترابری موظف بودند بابت آلوده کردن زاینده رود به نفت از مردم اصفهان و دوستداران محیط زیست عذر خواهی کنند.

عجیب است که آقای کامران خود به عنوان یک مسؤول، هنوز غرور مسؤولانه را نشناخته است.

مگر کارگری مانده است

وی در خصوص وضعیت کارگران و به بهانه روز کارگر گفت: با شرایطی که این قشر دارند، دیگر مگر کارگری مانده است که برای او بزرگداشت بگیریم.

وی به تعویق پرداخت حقوق برخی کارگران استان حتی تا شش ماه اشاره کرد و افزود:در این وضعیت نمی توان کارگران را به بزرگداشت روز جهانی کارگر امید وار کرد.

ما را هم در جریان می گذاشتید

نماینده مردم اصفهان همچنین از جا به جایی بی سر و صدای رییس سازمان صنایع و معادن استان اصفهان ابراز گلایه کرد و اذعان داشت: ما به عنوان نماینده مردم باید کاملا در جریان این تغییر مدیریت ها باشیم.

عدم تحقق مصوبات استانی، مخالفت با دولت؟

حسن کامران سپس تیغ انتقاد خود را متوجه مدیران دستگاه های اجرایی ساخت و با اشاره به سرعت کند اجرای مصوبات سفر هیأت دولت به اصفهان، اظهار داشت:  یک برداشت از تأخیر در تحقق وعدم اجرای مصوبات سفر استانی رییس جمهور، می تواند به  نشان دادن مخالفت با تصمیات دولت تعبیر شود.

 

 

شعری از پابلو نرودا، شاعر شیلیایی، با ترجمه‌‏ی احمد شاملو:

 

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

 

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

 

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری برویاگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

 

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

 

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!امروز مخاطره كن!امروز كاری كن!نگذار كه به آرامی بميری!شادی را فراموش نكن!

 

 

غلط ... (سانسور )

 

 

در حال حاظر پل شهرستان استان اصفهان در محل نمایشگاه های دائمی میزبان یه عالمه خبرنگاره غیر حرفه ای و مثلا حرفه ایه ... با هرکدوم از دوستان که صحبت می کنم میگن سالن ما خیلی بی روح و خشکه و سالن بچه های غیر حرفه ای خیلی پرشور و انرژیه.

جالبه.روز اول مدیر کل راه و ترابری اصفهان توی نمایشگاه کنفرانس مطبوعاتی گذاشت.همه خبرنگارای نشریات غیر حرفه ای ریخته بودن سرش و یه سوال بسیار جالب،کاری کرد که خیلی از بچه های بخش مثلا حرفه ای کنفرانس رو ترک کنن.حدس بزنید چی بود ؟

سوال : ببخشید به نظر شما شباهت جاده و قلم چیست ؟

خب بابا بچه حق داشت اینو بپرسه،تویی که بی هیچ بهونه و ربط به اداره و شغلت میای توی این جلسه کنفرانس می ذاری خب حالا وایسا جواب بده دیگه ...

آقای ... داشت از جاده ابریشم و اتفاقات اون و دانش و قلم می گفت که از جلسه خروج کردم.اومدم توی غرفه خبرگزاری و از یکی از بچه ها همین سوالو پرسیدم.می دونی چی گفت؟گفت هر دوتاش دهن آدمو سرویس می کنه ... فکر کنم این آقا یه جورایی ... آره ... حالا ...

دیروز محسن دادخواه عضو کانون دفاع از حقوق بشر اومده بود نمایشگاه و توی یکی از غرفه ها نشسته بود،از زمین و هوا خبرنگار ریخته بود توی غرفه،بعد از ۱۰ دقه صدای اعتراض بلند شد و جویا که شدیم گفتن مسئول حراست نمایشگاه اومده و گفته بیخود کردین بدون هماهنگی ما کنفرانس مطبوعاتی گذاشتید و خبرنگارا رو از غرفه بیرون کرده ... یه جورایی دلم به حال خودمون سوخت.توی نمایشگاه مطبوعاتمون هم آزادی وجود نداره ... .

و اتفاق بعدی این که گفتن امروز شیرین عبادی میاد و حراست گفت غلط ... (سانسور)

راستی یادم رفت از غرفه عکاس حوادث بگم.یییییییییییییییییه عالمه عکس وحشتناک باحال.روز اول پس از رویت تمامی عکسها به دقت،احساس کردم نمی تونم روی پام وایسم گفتم من میرم غرفه بغلیو زود میام.داشتم غش می کردم.

خبرگزاری دانش آموزی(پانا) رو می شناسید؟جای خوبیه واسه دانش آموزای علاقه مند به خبرکاری !!! شنیدم از پاناییا که وقتی آقای مسئول خانه مطبوعات اصفهان داشته از غرفه بازدید می کرده آقای عضو کانون حقوق بشر وارد غرفه می شه و پاناییا که به رسم ادب میرن جلو و تحویلش می گیرن،آقای خانه مطبوعاتیه قهر می کنه و میره بیرون و دیگه هرچی این بچه ها معذرت خواهی می کنن و التماس که بیاین دوباره غرفمون آقا قهره قهر ... به نظرت این حس حقارت از کجا سرچشمه می گیره ؟

روز آخر حتما بلاگ عکسم رو با پیک های نمایشگاه به روز می کنم.

همین.    

 

اینم مشقای یه دانشجوی خبرکار که هرچی مسئول غرفه فارس می گفت مو به مو می نوشت

مشق ...