سلام.این سرمقاله روزنامه امتیاز در تاریخ سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ هست.خوندنش خالی از لطف نیست ...
به بهانه غیبت رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب
شاید آخرین فرصت
امیر موسی کاظمی
بیستویکمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، چهار شنبه شب گذشته در حالی با حضور معاون اول رئیسجمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد که همگان به سیاق هر سال در انتظار حضور رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه بزرگترین رویداد فرهنگی کشور بودند. اما محمود احمدی نژاد به دلیل آنچه « آماده نبودن فکری و نداشتن بشاشیت لازم برای حضور در جمع فرهیختگان» عنوان شد به این مراسم نیامد تا رویدادی که با حدود چهار میلیون مراجعه کننده رکورد دار تعداد بازدید کننده در جهان است و هر ساله توجه بسیاری از تحلیلگران مسائل را به خود جلب می کند، بدون حضور بالاترین مقام اجرایی کشور آغاز شود.
در اینکه رئیس جمهور به دلیل برنامه فشرده سفرهای خارجی و متعاقب آن دیدار با مردم استان تهران، روزهای پرکاری را پشت سر گذاشته بود شکی نیست، اینکه نمایشگاه کتاب تهران - با همه اهمیتش - لزوما نباید توسط رئیس جمهور افتتاح شود و غیبت رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه از اهمیت این رویداد فرهنگی نمی کاهد نیز کاملا پذیرفتنی است، اما نکته مهم در این میان اینجاست که آیا حضور در مراسم افتتاحیه بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران آخرین فرصت محمود احمدی نژاد برای حضور در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور در دوره ریاست جمهوری اش نبود؟
قریب به یکسال پیش کلنگ احداث باغ کتاب تهران به دست رئیس مجلس شورای اسلامی و شهردار تهران در تپه های عباس آباد بر زمین زده شد. در چنین روزی که اتفاقا چند روز پس از اولین تجربه برگزاری نمایشگاه کتاب در مصلای تهران بود محمد باقر قالیباف از روزشماری گفت که طبق آن این پروژه 730 روز بعد آماده بهره برداری می شد. در آن روز گرچه همه می دانستند باغ کتاب تهران قرار است محل برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران باشد اما هیچکس پیش بینی نمی کرد یکسال بعد وقتی شمارشگر پروژه حول عدد 375 برسد، مقاومت هایی از سوی وزارت ارشاد برای انتقال نمایشگاه بین المللی کتاب به این مکان صورت گیرد. این را می شد از همان مراسم افتتاحیه چهارشنبه شب که بدون حضور رئیس جمهور برگزار شد فهمید؛ جایی که وزیر ارشاد از انتخاب مصلی به عنوان مکان برگزاری نمایشگاه کتاب، دفاع و تاکید کرد که «مصلی مکانی برای همه تلاشها و کنشهای اجتماعی است و چه اشکالی دارد اگر ما بازگشتی هر چند به صورت نمادین به گذشته خود داشته باشیم و بگوئیم مصلای ما همان نمایشگاه ماست، دین ما همان سیاست ماست و سیاست ما همان دین ماست».
البته نشانه های این مقاومت به همین مراسم ختم نشد و این بار معاون فرهنگی ارشاد بود که با گفتن عبارت« درباره جايي كه هنوز ساخته نشده است، نميتوان اظهارنظر كرد»، به جنگ لفظی با رئیسسازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران رفت که چندروز مانده به آغاز نمایشگاه بیستویکم تاکید کرده بود دوره بعدی نمایشگاه بینالمللی کتاب در باغ کتاب برگزار میشود.
محسن پرویز در حالی از عبارت « از نظر ما، بهترين مكان براي برگزاري نمايشگاه، مصلاي بزرگ امام خميني (ره) است» استفاده کرد که همه می دانند منظور او از «ما» جایی نیست جز وزارت ارشاد و در پشت آن دولت. او حتی انگار گفته های رئیس مجلس در مراسم کلنگ زنی باغ کتاب تهران که این پروژه را سندی بر بینش نظام و انقلاب دانسته بود، را فراموش کرده بود وگرنه هرگز نمی گفت «جابهجايي محل نمايشگاه در مجموع مطلوب نيست و دليلي ندارد نمایشگاه از حدي بزرگتر شود».
به هر حال شکی نیست که با آماده شدن مجموعه عظیم باغ کتاب تهران این کشمکش جدی تر شده و به چالش بزرگ دیگری بین دولت و شهرداری تهران بدل شود. در این میان و با توجه به احتمال غالب شدن نظر شهرداری تهران بر دیدگاه وزارت ارشاد به دلایل فنی و کارشناسی، باید دید آیا احمدی نژاد حاضر به افتتاح نمایشگاهی که به دست محمد باقر قالیباف ساخته شده هست یا نه؟ اگر نه، پس آیا نباید حضور در مراسم افتتاحیه بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را فرصت سوخته محمود احمدی نژاد برای حضور در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور در دوره ریاست جمهوری اش دانست؟