بحران جهانی سوپ جوجه
چرخ های معیوب قدرت رفتارهای دسته جمعی
همه می دانند که لوازم لازم برای تهیه سوپ جوجه چیست: یک جوجه، آب جوش و ادویه جات لازم. اما چنانچه یک جوجه زنده را در آب جوش بیندازید، بدون لحظه ای درنگ به سرعت بیرون می پرد. برای جلوگیری ازاین پیشامد باید جوجه زنده را در داخل آبی ولم قرار دهید و خواهید دید که که او با ارامی و در کمال امنیت و راحتی خیال درون ظرف خواهد نشست، سپس می توانید به تدریج اب درون ظرف را گرم تر کنید تا به درجه جوش برسد، لحظه ای که اب به درجه جوش خود رسید، بدن جوجه چنان بی حس شده است که قادر به بیرن پریدن از ظرف نیست.
فضای کنونی جامعه ما هم اکنون ابستن بحرانی است که می توان آنرا بحران جهانی "سوپ جوجه " نامید که می توان با بررسی روند ایجاد عدم تمایل جوامع از خارج شدن از ظرف کنونی حاکم، وضعیت موجود را در جهت منافع همگانی و نه منافع صاحبان قدرت تغییر داد.
رویداد های بیرونی در جامعه را معمولا می توان تا حد زیادی مسبب تغییرات رفتار جمعی در راستای بعد همگانی- شخصی دانست. زمانی که تعداد زیادی از شهروندان تصمیم می گیرند تا در یک اقدام دسته جمعی شرکت کنند، سرراست ترین انگیزه را یا می توان در تجاوز بیگانگان پیدا کرد یا در تشدید ظلم و جور یا در شروع اصلاحات و از سوی دیگر نیز وقتی شهروندان سراپا در امور شخصی غرق می شوند، منشا چنین رفتاری را معمولا یا در فرصت های استثنایی برای پیشرفت اقتصادی پدید آمده در آن دوران می توان یافت یا برعکس، در تشدید گرفتاری های اقتصادی و مبارزه با مشکلات عدیده آن دانست.
زمانی که جوامع به دلیل شرایط و تهدیدات موجود به سوی "کنش همگانی و عمل مطابق با منافع و مصالح همگانی" می روند هر لحظه امکان دارد که این افراد به رهبری شخصی خاص که می تواند نماد بارز یک "دگراندیش" باشد، به مخالفت با دولت روی آورده و درصدد تغییر ساختارهای اساسی اجتماعی و سیاسی باشند که در این صورت وضعیت بسیار نابهنجاری برای قدرت های کنونی به وجود می آید اما از سوی دیگر دولت ها می توانند با پیش بینی چنین وضعیتی که دور از ذهن نیز نیست، جامعه تحت حکمرانی خود را به جهتی سوق دهند که آنان تابه حدی درگیر مسائل و منافع شخصی شوند که تنها تلاش آنان به عنوان شهروندان یک جامعه فعال دغدغه ایجاد زندگی بهتر برای خود و خانواده برحسب ساختار رفاه مادی باشد که این مسئله سکوتی را به همراه خواهد آورد که به نفع دولت حاکم و می توان آنرا "سکوت همگانی و عمل مطابق با منافع و مصالح همگانی" دانست.
در جوامعی که شهروندان دچار کلاف درهم پیچیده "دگردیسی مشغولیت ها" شده اند و در هر برهه ای از زمان به سویی کشیده می شوند، افراد از تفکر و کسب آگاهی در زمینه مشکلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بجز بعد مربوط به مسائل اقتصادی کاملا دور شده و در این صورت به حاکمان اجازه می دهند تا آنان را به هر سو کشانده و جایگاه قدرت خود را بیش از پیش محکم کنند.
در این میان تنها راه نجات را می توان "آگاهی" دانست، آن هم به وسیله رسانه های جمعی که تحت کنترل حکومت نباشد زیرا تعدادی از رسانه های جمعی منتقد نیز با هدف روانشناسی شده تحکیم قدرت حاکمه به انتشار اخبار روی میاورند.
در این حالت جوامع با پنج ابر بحران، اقتصاد، تنوع، محیط زیست، کسب رضایت شخصی و رهبری روبرو هستند که هر کدام از آنان علت و معلول دیگری اند و منجر به انفعال بیشتر شهروندان و تابعیت آنان از قوانین درست یا اشتباه حکومت می شود.
اگر جامعه هنوز درگیر کلاف در هم پیچیده "دگردیسی مشغولیت ها" نشده باشد می توان آنرا به وسیله ایجاد هرج و مرج در مشکلات داخلی به حدی از بیداری رساند. بدینگونه که افراد در پی حل بحران (فرصت خطرناک)، پس از آرام ساختن طوفان ها به زندگی طبیعی خود بازگشته و علارغم تحول و دگرگونی های سطحی اما باز به معیارهای متعارف خود باز می گردند اما "هرج و مرج" چنین نیست، در پایان هرج و مرج ها معیارهای متعارف به کلی و برای همیشه از میان می روند و امور پیرامون هرگز همان چیزی نخواهند بود که پیش از این اتفاق وجود داشته است.(اشاره: وضعیت دهقانان فرانسه و امریکا در سال های 1770).
در موقعیت هرج و مرج که می توان آن را تلاش جوجه زنده درون ظرف آب گرم برای متلاطم ساختن فضای اطراف و در نهایت بیرون پریدن از ظرف فوق دانست، همان طور که اشاره شد "آگاهی" می تواند یکی از اصلی ترین راه های نجات باشد زیرا آگاهی به وجود آورنده فرهنگ (ارزش ها، اعتقادات، دیدگاه جهانی) و پس از آن نیز دگرگون ساز و تثبیت کننده نظام های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.
گرچه باید این مسئله را مد نظر قرار داد که دولت های حاکم با بررسی روند تاثیر گذاری سکوت، کنش و هرج و مرج های همگانی در غالب های گوناگون، و بررسی جامعه شناختی وضعیت کنونی جامعه به کنترل تمامی عوامل دگرگون ساز و تثبیت کننده قدرت روی میاورند.
ایجاد هرج و مرج های طبیعی اما کنترل شده یکی از راه های کنترل قدرت، کنش همگانی است در این رابطه برای وضوح بیشتر می توان مثالی از جامعه مشوش کنونی ایران زد؛ «دولت به راهپیمایی افراد برای حمایت از کاندیدا یا وضعیت خاصی در اجتماع مجوز قانونی صادر می کند و در کنار آن با ایجاد موجی گسترده برای تخریب طیف مخالف خود به آنان نه تنها اجازه راهپیمایی قانونی نمی دهد بلکه سعی می کند با استفاده از ساده ترین ابزارهای جلوگیری کننده به شهروندان منفعل جامعه بقبولاند که اجتماع مخالفین غیر قانونی و البته در حدی هم نیست که حکومت بخواهد برای سرکوب آنان به حملات تخریبی رسانه ای و نظامی خود متوسل شود و در این میان تلاش می کند تا با استفاده از الگوی غلط آگاهی عمومی "من جدا هستم" به مخاطبین خود القا کند که این افراد از دشمنان اجتماع محسوب شده و البته به طور مثال تعدادی از این افراد، جوانان تحریک شده، به هیجان آمده هستند که خانواده ها با کنترل بیشتر می توانند این قائله را ختم به خیر کنند و اصلا مسئله جدی در میان نیست؛ گرچه ناگفته نماند در روی دیگر این سکه خونسرد، حکومت در تلاش است تا رهبران گروه مخالف را با ترور، دستگیری و زندان تحت کنترل شدید خود درآورد» اینگونه مثال ها در تمامی کشورهای جهان در موج های گسترده سیاسی، اقتصادی و ... نیز وجود دارد.
بی شک در دنیایی که تمامی انسان ها به مثابه جوجه زنده برای سوپ جوجه قدرتمندان محسوب می شوند باید تلاش کرد تا با تغییر الگوی آگاهی حاکم در جامعه، آنرا به سوی آگاهی شکل گرفته و بسیط یافته "ما یکی هستیم" سوق داد در این شکل از آگاهی هر فرد خود را در ارتباطی ذاتی و درونی و تفکیک ناپذیر و نامستقل با دیگران و با محیط پیرامون خود می بیند، این الگوی آگاهی بسیط، به وجود آورنده مفهوم جامعه اصیل است و پشتیبان دموکراسی و عدالت اجتماعی محسوب می شود.
الگوی اگاهی بسیط از تعداد شهروندان منفعل کاسته با تغییر باورها و ارزش های حاکم بر انان، تمامی افراد جامعه را به مشارکت های اجتماعی در تمامی عرصه های سیاسی اقتصادی، اجتماعی و فرهگی دعوت می کند.
